قصه ی جون کندنِ من غصه دار نيست, خنده داره
"تو" زدی کُشتی شکستی, "من" سرم بالای داره !!!
+ نوشته شده در
14 Jun 2008ساعت 19:8  توسط باران
|
با تموم ِ خستگیهام به دلم رحمی نداری.... تو بگو رک با صراحتْ سنگدلی يا دل نداری؟!
+ نوشته شده در
26 May 2008ساعت 22:59  توسط باران
|
ساده بگويم, تو ديگر آنی نيستی که من بود
+ نوشته شده در
26 May 2008ساعت 22:58  توسط باران
|
برای روز میلاد تن من، تو باید پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی برایم جام سر مستی بنوشی !
تولدم. ۱ خرداد. میخواهم مبارک باشد
+ نوشته شده در
21 May 2008ساعت 6:54  توسط باران
|
هر عشقی میمیرد، خاموشی میگیرد، عشق تو هم مرد
+ نوشته شده در
16 May 2008ساعت 22:29  توسط باران
|
قلبِ من عاشقترینه، فرق ِ من با تو همینه !
+ نوشته شده در
8 May 2008ساعت 0:19  توسط باران
|
تيشه به قلب من نزن، من که دلم منزل توست... خانه خراب میشوی!
+ نوشته شده در
30 Apr 2008ساعت 2:53  توسط باران
|
تو: گلم وصال ما سرانجام ندارد در ایران
زیر سقف منزجر میشویم, سخت پشیمان
من: فلان شهرها و آن کشورها خوبند؟
تو: نه عزیزم! هیچ جا... حتی کل جهان
(خب من چکار باید بکنم)
+ نوشته شده در
27 Apr 2008ساعت 18:59  توسط باران
|
تو را دوست تر دارم زیر باران، در امتداد یک خیابان خلوت و خیس...
فرقی ندارد با چتر باشی یا بی چتر. فقط اینکه من نیز باشم... و عشقم در وجودت
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 7:53  توسط باران
|
میخوام باور کنی عشق رو... سوره ی یوسف رو... حسی به نام عاشقی رو
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 7:34  توسط باران
|
میخوام باور کنم این زندگی رو... عدالت خدا رو... سهمی به نام خوشبختی رو
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 7:33  توسط باران
|
تو با من بودی از آغاز ِ قصه... از اونجایی که توو دنیا نبودم...
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 7:31  توسط باران
|
کس ندارد خبر از دل ِ زارم... آرزویی جز تو در دل ندارم...
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 7:30  توسط باران
|
کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام...
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 7:28  توسط باران
|
زندگی آی زندگی، خستهام خستهام... ولی نا امید نیستم
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 4:9  توسط باران
|
این روزا دلسرد شدی، من هم که دلسنگ شدم.
(کسی اذیت نمیشه)
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 4:2  توسط باران
|
ای دل سزاواری که دائم مبتلایی
+ نوشته شده در
26 Apr 2008ساعت 4:0  توسط باران
|
سبب تویی که میشکنم
+ نوشته شده در
21 Dec 2007ساعت 17:24  توسط باران
|